[go: up one dir, main page]

image image image image image
شانزه لیزه و یک میلیون ژاپنی
اول، زندان و غربت هر دو یک خصلت را درآدم رشد می دهد، آدم را کوچک می کند. یک جوری آدم دلش می شود اندازه انگشتانه و کاسه صبرش اینقدر زود پر می شود که دائم سر می رود. هر دو هم ناشی از دلتنگی است، فکر کن تو را از یک جایی که یک میلیون آدم برای ارتباط در دسترس داشتی، می آورند به یک جایی که دویست نفر آدم در دسترس داری. یک رفیق داشتم میلیاردر بود، در زندان گیر داده بود و انار می خواست، وقتی سهمیه انارش را به اندازه دیگران می دادند، دلخور می شد. اصلا تصور اینکه او هم حقی به اندازه دیگران دارد مریض اش می کرد. یک رفیق دیگر پیدا کردم که کلاهبرداری کوچک اش ده میلیارد بود، بعد این آدم یک جعبه چوبی داشت که توی آن هفت هشت تا شیشه ادوکلنی که ده قطره هم تهشان باقی نمانده بود، نگه داشته بود. وقتی کسی دست به جعبه اش می زد چنان عصبانی می شد که انگار وجودش را نابود کردی.
روزنگار جنبش سبز - دهم تا سیزدهم شهریور ۱۳۸۸
توضیح: طبیعی است که بسیاری از خوانندگان انتظار داشتند ما در مرور روزشمار سال گذشته، به وقایع روز قدس بپردازیم، در حالی که روز قدس بر مبنای تقویم هجری قمری برگزار می شود و روزشمار ما بر مبنای سال خورشیدی نوشته می شود.   قدردانی خامنه ای از بازجویان سعید حجاریان   دهم شهریور، نماینده آیت‌الله علی خامنه‌ای در سپاه پاسداران از نیرو‌های اطلاعات و سپاه که به گفته او با رفتار‌های انسانی و اسلامی خود توانستند در مدت کوتاهی سعید حجاریان را وادار به اعتراف درباره عقاید نادرست خود کنند، تشکر کرد.
و باران در اسپاین می بارد فراوان یک، شروع فیلم خیلی مهم است. مثلا فرض کن فیلم " پنجره عقبی" هیچکاک یا " پنجره رو به حیاط عقبی" دوربین از روی دیوار شروع می کند، عکس مردی را با لباس مسابقه اتوموبیلرانی می بینیم، بعد مدال هایش را می بینیم، بعد دوربین تیلت داون می کند، تصویری از زنی را می بینیم که نامزد یا زن قهرمان است، بعد دوربین می آید پائین تا روی پای شکسته یک آدم که می فهمیم همان قهرمان اتوموبیلرانی پایش شکسته است و به یک پنجره رو به خانه های پشتی که مرد دارد دید می زند و داستان چنین شروع می شود، " یک قهرمان اتوموبیلرانی که نامزد دارد پایش شکسته است و از سر بی حوصلگی دارد خانه های مردم را دید می زند." کل اوپنینگ شات شد یک دقیقه. هیچکاک در مورد جنبه های اخلاقی این فیلم گفته است " مردم بر دو دسته اند، یا چشم چران اند یا ریاکار" حالا برویم سر فیلم سقوط از طریق قانون Down By Law کار جیم جارموش، فیلم با یک نمای تراولینگ طولانی و یک موسیقی اعجاب انگیز شروع می شود و فضای زندگی مناطق فقیرنشین آمریکا را نشان می دهد.
امام: نباید چون انقلاب شده هرکس را دلمان خواست اعدام کنیم

من اول به طور کلی عرض کنم که مسئله قضاوت یک مسئله بسیار خطیری است و شماها که قاضی هستید بسیار برایتان خطرناک است اگر ملاحظه روایات را کرده باشید می بینید که مثلا چقدر مشکل است. شما با اعراض مردم با جان مردم با اموال مردم سر و کار دارید و اگر چنانچه خدای نخواسته بطور دقیق، به طور شایسته عمل نشود علاوه بر مسئولیت شرعیه نسبت به اصل قضیه یک مسئولیت بزرگتری هم هست و آن این است که شما قاضی در جمهوری اسلامی هستید. و ممکن است که جمهوری اسلامی در خطر بیفتد  یعنی وجهه اش وجهه ناشایسته ای بشود. شما می دانید که الان اشخاص مختلف با اغراض شیطانی در صدد این هستند که چهره اسلامی را مشوش کنند. یکی از راههای مشوش شدن همین دادگاههاست که اگر خدای نخواسته در دادگاهها یک امر بر خلافی واقع شود این فقط به دادگاه صدمه نمی زند به جمهوری فقط صدمه نمی زند به اسلام ضربه می زند.
عاقبت پسر ولخرج
روز قدس با حضور گسترده طرح مهار تهران، یعنی نیروهای نظامی در پایتخت و سایر شهرها، جلوگیری از حضور سبزها در شهر، و عدم حضور حامیان حکومت حتی به شکل نمایشی آن برگزار شد. تا آنجا که رسانه های حکومتی نارضایتی خود را از اینکه چرا رسانه های جهانی بازتاب مراسمی را که اتفاق نیافتاده، نشان ندادند، بروز دادند. معنای این واقعیت آن است که تندروهای دولت کودتا، از واهمه حضور مردم در خیابان، حتی از مراسمی مثل روز قدس را که به عنوان یکی از آرمانها و ارزش های خود به حساب می آوردند، چشم پوشی می کنند. از سوی دیگر این واقعیت نشان می دهد که حامیان سبزها و مخالفان حکومت بطور جدی از حضور خیابانی چشم پوشیده و به این شیوه عمل واکنش نشان نمی دهند. آنان می دانند که هر نوع حضور جدی سبزها در خیابان باعث متحد شدن نیروی آشفته و از هم گسیخته حکومت شده و عملا قدرت سرکوب و اتحاد آنان را بالا می برد.

از میان مقالات

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10

مهم ترین مطالب منتشر نشده
بزودی برای کاربرانی که ثبت نام کرده‌اند قابل خواندن می‌شود

  • فصلی از لیلای مجنون
  • رم، شهر بی دفاع عینکها
  • برنامه روزانه احسان نراقی
  • درباره بهلول
  • صد ترانه محبوب قرن
  • داستان میدان انقلاب
  • شعرهای کودکانه
  • سفرنامه ایتالیا
  • شرح احوال شیخ بهنود




برای دیدن مطالب منتشر نشده که به زودی خواهد آمد باید نخست ثبت نام کنید:
فرم ثبت‌نام

تمام آن چیزهایی که احتمالا ممکن است بخواهید بخوانید و ببینید و بشنوید

می توانید نوشته های تازه ابراهیم نبوی را در این سایت بخوانید، حتی می توانید نوشته های قدیمی او را هم در همین جا ببینید و بخوانید و بشنوید، یعنی با تمام چشم و گوش تان درگیر این وب سایت شوید. مطالب قدیمی افرادی که نمی شناسم، طبیعتا اینجا قرار نمی گیرد، من که نباید مشکل آنها را حل کنم، بروید به سایت خودشان، اما بعضی از دوستانی که زمانی همسایه و همراه شان بودم و حالا هم به نوعی رفیق محسوب می شوند، در " ای نبوی" خواهید دید. ما در اینجا نمی خواهیم بترکونیم، چون اصولا ترکوندن یک عمل تروریستی است و ما از این کارها خوشمان نمی آید، ما فقط از قرتی بازی های مثل نوشتن و فیلم و عکس و موسیقی و سیاست، آن هم نوع سبز آن خوشمان می آید. از جمع شدن این همه چیزهای متناقض و عجیب و غریب در یک جا خیلی تعجب نکنید، من سالهاست که حامل همه این چیز ها هستم.

kootooleh-ha-fp
روی تاریک ماه
notgh-pish-az-dastoor-fp
فرهنگنامه سبز
سفر به خانه آزاد شده
eteraf-fp
sotoon-panjom-fp
roozshomar-fp
goftegooha-fp
saloon-6-fp
فرهنگنامه سبز
سفر به خانه آزاد شده
اعتراف
ستون پنجم

مطالب پرخواننده

زوووم

گروه ای نبوی رمان " نذر" را می نویسند

benz-silver

و بنز نقره ای مدل 2004 پشت چراغ قرمز ایستاد...

و داستانی آغاز شد. نوشتن رمان " نذر" سه سال قبل آغاز شد. بعد از دو سه بار وقفه تمامش کردم. اما، دوباره به آن بازگشتم، بازگشتم تا با همدیگر آن را بنویسیم. " نذر" داستان مردی است که در اثر یک اشتباه ماوراء الطبیعی رئیس جمهور می شود. در اواسط این داستان همه پی می برند که اشتباه شده است، اما جنبش سبزی آغاز شده است..... از نیمه داستان، من با کمک شما داستان را خواهم نوشت، هر طور که شما بخواهید.
 

عکس‌های منتخب

آخرین نظرات

درباره من

about-me

ابراهیم نبوی خود را یکی از نویسندگان حامی جنبش سبز می داند. چند ماه قبل یازدهمین سال طنزنویسی سیاسی اش را به تنهایی جشن گرفت. دو سال قبل برنامه هایی درباره موسیقی در رادیو زمانه ساخت و چهار سال قبل کارش را با روزآنلاین آغاز کرد. پنج سال قبل " اعترافات" او در صدای آمریکا هر هفته منتشر شد. نبوی شش سال است در بلژیک زندگی می کند. او بعد از آنکه دوبار در سالهای 1377 و 1379 به زندان برود، ایران را ترک کرد. در ایران در نشریاتی مانند حیات نو، بنیان، نشاط، آریا، توس، جامعه و دهها نشریه دیگر می نوشت. او پنجاه و یک کتاب تا به حال منتشر کرده است. نبوی بیست سال قبل نوشتن درباره سینما و داستان نویسی را جدی گرفت. پیش از آن مدتی در صدا و سیما کار می کرد و مدتی مدیر دفترسیاسی وزارت کشور بود. او در سن هجده سالگی وارد دانشگاه شیراز شد و جامعه شناسی خواند و قبل از آن در شهرهای کرمان، جیرفت، رفسنجان و تهران زندگی کرده است. او روز 22 آبان 1337 در شهر آستارا به دنیا آمده است. او ترک است و ترک خواهد ماند.

همکاری با ما

سلام دوستان،

یاری دادن به ما اگر مهم ترین وظیفه شما نباشد، حداقل یکی از نیازهای ماست، باور کردنش مهم نیست، چون خیلی چیزها را من گفته ام که باور نمی کنید، فکر می کنید به این خاطر، به گفتن ادامه نمی دهم؟ پس معلوم شد که یاری دادن به ما مهم است. البته یاری دادن به ما به این آسانی که فکر می کنید، نیست، بلکه برای یاری دادن باید کاری بکنید.

 

یک عکس از آرشیو

ahmadinejad_faschism.jpg

نظرسنجی

جنبش سبز چگونه باید پیش برود؟
loading...

از میان طنز ها

سفرکرده ها

یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷

سفرکرده ها

ابراهيم نبوي

البته تعداد تفاوت ها خیلی بیشتر از ده تاست، حتی بیشتر از بیست تا، ولی نه بیشتر از سی تا، ‏بین بیست و سی. اصولا در هر موردی تفاوت خاتمی و احمدی نژاد بیش از یکی و دو تا و ده ‏تا و بیست تا و سی تاست. فرقش هم یک جوری است که فورا توی چشم آدم می رود و شاید به ‏همین دلیل است که بخاطر حفظ چشم مردم و بخاطر اینکه اگر فرقش توی چشم آدم برود، چشم ‏آدم درد می گیرد و ممکن است ضعیف بشود و یا چپ بشود و یا اگر چپ باشد، دچار نزدیک ‏بینی مفرط به تلویزیون بشود، نه عکس اش را چاپ می کنند و نه صدا و سیما خبر سفر آقای ‏خاتمی را می دهد و نه فیلمش را می گیرند و پخش می کنند، البته شاید این مهم ترین دلیل یا ‏یکی از دلایل مهم استقبال مردم از خاتمی است. ‏

من حتی می خواهم بگویم که اگر خبر احمدی نژاد را هم تلویزیون به جای اینکه 7246 بار ‏در هفته اعلام کند، دو بار اعلام کند، ممکن است از او هم استقبال بشود. چرا که نه. حتی ‏ممکن است غیر از سربازان و دانش آموزان و مدیران شهر، کسان دیگری هم پیدا بشوند که ‏فکر کنند حالا که صدا و سیما اینقدر تبلیغ نمی کند برویم ببینیم واقعا همین یارو رئیس جمهور ‏است، یا شوخی می کنند؟ حتی من پیشنهاد می کنم که یک بار احمدی نژاد سرزده برود به ‏سفر استانی، من مطمئنم همین که هیچ خبری اعلام نشود خیلی ها ممکن است تصادفی هم شده ‏به استقبال او بروند و احمدی نژاد موفق بشود مردم معمولی را هم ببیند. در همین راستاست ‏که من پیشنهاد می کنم بیایید تفاوت سفرهای شهرستانی میان خاتمی و احمدی نژاد را ‏دربیاوریم. به نظر شما این تفاوت ها چیست؟

موهایتان را چکار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ قبل از دیدار موهای مان را شانه می کنیم
در دیدار احمدی نژاد؛ بعد از دیدار موهای مان را با صابون و نفتالین می شوییم.‏

با چه وسیله ای برویم و برگردیم؟
در دیدار خاتمی؛ پیاده می رویم، پیاده برمی گردیم.‏
در دیدار احمدی نژاد؛ با اتوبوس می برند، با اتوبوس برمی گردانند.‏

از مدرسه چگونه به سخنرانی برویم؟
در دیدار خاتمی؛ یواشکی فرار می کنیم و می رویم برای سخنرانی.‏
در دیدار احمدی نژاد؛ می برند برای سخنرانی، یواشکی برمی گردیم خانه.‏
‏ ‏
کفش مان را چکار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ قبل از رفتن واکس بزنیم.‏
در دیدار احمدی نژاد؛ بعد از رفتن پیدا کنیم.‏

در صورت مراجعه به پزشک چه مشکلی وجود دارد؟
در دیدار خاتمی؛ ضرب دیدگی، گلو درد
در دیدار احمدی نژاد؛ دل درد ناشی از پرخوری، سردرد ‏

چه لباسی بپوشیم؟
در دیدار خاتمی؛ لباس مرتب ‏
در دیدار احمدی نژاد؛ یک لباس که اندازه باشد و لباس سربازی نباشد

دست مان را چی کار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ دست بزنیم
در دیدار احمدی نژاد؛ هل بدهیم که فشار ندهند

وقتی طرف حرف می زند چکار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ گوش کنیم تا بفهمیم
در دیدار احمدی نژاد؛ جیغ بکشیم تا بفهمند

احتمالا اگر مادرمان بفهمد برای سخنرانی می رویم چه می گوید؟
در دیدار خاتمی؛ تو رو خدا مواظب خودت باش
در دیدار احمدی نژاد؛ قیافه شو ببین! حیف نون!‏